محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني
فضايح الصوفيه 120
فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )
و همه را از براى خود يك مذهب ساختهاند ، وايشان نيز دوستى خدا را عشق نام كردهاند ، ودعواى علم باطن نمودهاند ، وعلوم دينيّه را علم ظاهر گفتهاند ، ومذمّت كردهاند ، و چون به وحدت وجود قايلند ، با فرعون ونمرود ، وابن ملجم مردود ، و غير ايشان از ساير ظالمين واشرار ، و منافقين وكفّار ، محبّت دارند ، و آن را دوستى خدا شمارند ، و اگر در بعضى از اوقات بعضى از بدان را مذمّت كنند مصلحتى در آن ببينند ، و در آن هنگام بنابر مصلحت بر خلاف اعتقاد خودكار كنند ؛ تا سفيهان را به گمان اندازند . وايشان نيز با پسران ودختران و زنان مردمان عشق ورزند ، وگويند : عشق نورزيدهايم بلكه با خدا عشق بازى كردهايم ، زيرا كه ما بر هر چه مىنگريم خدا را در آن مىبينيم ، وگاه گويند كه : عشق با پسران ودختران و زنان مردمان ورزيدن عشق مجازى است و اين عشق مجازى به عشق حقيقى مىكشاند ، و ما را به مطلوب اصلى مىرساند . و اين طايفه نيز در چلّه نشينند ومريدان را در چلّه نشانندوديوانگان رادوست دارند ، وايشانرا از اكابر اولياءاللَّه شمارند ، و غنا وسرور ودف ونى و ساير سازها حلال دانند ، وبسيار باشد كه در مجلس ؛ دف ونى حاضر كنند ، وطايفهء ملامتيّه را بزرگ مرتبه دانند ، وكوشش بسيار در اصلاح افعال واقوال زشت ايشان نمايند ، ودعوى كشف وكرامات